dustane تو جاده یه تصادف شده بود ... همه جمع شده بودن ... منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم ازون ور داد زدم گفتم : برید کنار برید کنار من پدرشم... وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغــه!! نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
|||||
![]() |